تو این پست حرفی ندارم که بزنم، فقط اومدم که چند تا عکس رو شرح بدم و برم! باور کنید.
عکسها در پست قبلی جا خوش کرده اند!!!
جالبه...جالبه و تامل برانگیز!
فکر کن ، یکی یه جایه دیگه، براش مشکلی پیش بیاد، اونوقت نذر کنه اگه مشکلش حل بشه حلوا درست کنه و تو روضه تقدیم ملت کنه، اونوقت یه کاری براش پیش بیاد و نتونه خودش نذرش رو ادا کنه..... اونوقت چی میشه؟ هیچی دیگه ، یکی مثل من که تا حالا به عمرش حلوا درست نکرده، این مسئولیت رو قبول کنه!! حس خیلی خوبی داشتم وقتی اینکارو میکردم.
اجداد بزرگوارم اومدن جلوی چشمم رژه رفتن موقع نوشتن رو حلوا با پودر نارگیل!!
اینروزا بدجور رفتم تو دوران گذشته، با خانوم "ق" مچ شدم و هر روز یه بازی!!
با اسم و فامیل شروع شد و به نقطه بازی رسید! تو هر دوش باختم بسکه بدشانسی آوردم، تازشم زمین کج بود و داور هم پول گرفته بود نامرد!!!
روز بعد رفتیم سراغ پرتاب موشک! باور کنید تو این یکی اصلا تخصص خاصی نداشتم ولی ...ای بابا به من میگن طوطی ، نه برگ فلفل دلمه ای!!
بچه ها هر کاری کردن نتونستن موشک مربوطه رو تو هدف جا بدن، ولی امان از دست این طوطی شیطون!! یعنی خدا شاهده و پیامبر ناظر که تو اولین پرتاب ..آ !! خودتون ببینید ، بعضی چیزا گفتنی نیست!!! ( خیلی هم جنبه دارم)
خب ، حالا میرسیم به روز بعدش !! فکر کنید، همکارم با خودش دارت آورده بود !!! یعنی آخر خندیدن بود این کارش، تو دارت با اختلاف فاحش بردم و جبران کردم اون داور خریدنش رو!!!
تا باشه ، مسئول بخش محشری مثل من! باور کنید...
پ.ن خیلی مهم: تصویر آخر تقدیم به مخاطب خیلی خیلی خاصم!! چیه خب؟ اینکار اینروزا مد شده خب تو وبلاگستان! نکنه توقع دارید من جا بمونم؟
پ.ن: جان طوطی راضی نیستم که مثلا فکر کنید من ابداع به خرج دادم و پست تصویری و نوشتاریمو از هم جدا کردم که مثلا بگم آره. فقط همینو بگم من با این سیستمم یه وقتا با یه مشکلاتی مواجا میشم که شرمم میاد حتی بیانش کنم. آخه همیشه مشکلات عجیب این سیستمم میشه باعث خنده ی دوستان!! منم که اصلا خوشم نمیاد از این خندیدن ها!! نخند ! برای دختر زشته که بخنده!!