بی مهری به مختار!!
توی دنیای بازیگری غیر از هنرمندی و شکل و شمایل جذاب یه چیز دیگه هم نقش داره تو ماندگاری ه بازیگر. شانس
منظورم این نیست که یه نفر باید از خوش شانسی محبوب بشه، یا مورد توجه قرار بگیره. به نظرم یه بازیگر باید شانس بیاره تا توی یه نقش های خاص که شاید یکبار فقط باید بازی بشه تو دنیای تصویر، نقش آفرینی کنه.
ولی یه چیز دیگه هم همیشه مورد توجه من بوده. اونم اینه که بعضی وقتا خدا مستقیما میخواد که یه نفر یه دفعه یه نقشی رو بازی کنه که تا ابد با اون ازش یاد کنن.
مثال میزنم : اگه الان بگم پرویز برستویی، یاد کدوم نقشش میوفتید؟ اگه بگم گلشیفته؟ اگه بگم گلاب آدینه؟ اگه بگم داریوش ارجمند؟ یا مهدی هاشمی؟ و بالاخره فریبرز عرب نیا
مختار نقشی بود که خدا تقدیم کرد به عرب نیا. بازیگری که همیشه بازی های قابل قبولی ازش دیده بودیم ولی هیچ کدوم اونو در حد یه ستاره ی صحنه معرفی نکرده بود. هیچ کدوم اونو مورد توجه عام و خاص نکرده بود. یا بهتره بگم هیچ کدوم اونو ماندگار نکرده بود. مختار یعنی ماندگاری عرب نیا تو ذهن مردم ایران تا ابد.
الان عرب نیا یعنی مختار، همونجوری که پرستویی یعنی حاج کاظم،یا داریوش ارجمند یعنی مالک اشتر، یا مهدی هاشمی یعنی دکتر غریب، و.....
***
من خودمو در حد یه منتقد فیلم و یا حتی یه فیلم بین حرفه ای نمیبینم. به همین خاطر این جسارت رو نمیکنم که فیلم یا سریالی رو نقد و بررسی کنم. ولی اینو میفهمم که مختارنامه یه ستاره ی درخشان هستش تو دنیای هنر ما. صحنه های جنگ های مختلفی که به تصویر کشیده شده، تا الان نمونه اش رو نداشتیم. جلوه های ویژه از مقیاس سینمای ایران خیلی بالاتره. دکور و گریم و موسیقی در حد بالا و البته دیالوگ های خدااااااا. چیزی که همیشه وجه تمایز کارهای میرباقری به حساب میاد. میتونید همین الان سریال امام علی(ع) ایشون رو مقایسه کنید با ، سریال امام رضا ، امام حسن، یا یوسف پیامبر.
روایت سریال خیلی جذاب و باور پذیر پیش میره. طوری که اصلا سعی نمیکنه که شخصیت اصلی رو سفید مطلق نشون بده. به تصویر کشیدن اون روزهای پر تنش و پر از فتنه و دورویی چیز راحتی نیست که میرباقری داره نشون میده. و مهمتر اینه که همیشه خودشو رو لبه ی تیغ هم میدیده ، به خاطر تشابه اون حکومت ها با وضعیت کشور خودمون. و این کار رو خیلی سخت تر میکنه و البته وظیفه ی سنگین تر، که جواب دادن به سوالهای جوانان امروز به شکل عقلانی در مورد کربلا.
بازم تاکید میکنم که خودمو در این حد نمیدونم که تفسیر کنم این روایت تاریخی رو، ولی چیزی که باعث شد دست به کیبورد بشم ، این بود که خیلی دلگیرم از دست دوستان فیلم بینم. باعث تاسف هستش وقتی میبینی که بچه ها ، برای هر فیلمی یا هر سریالی ، چه دیدنی چه ندیدنی یه پست میرن و کار کارگردان خودمونو نمیبینن. کاری که از حد سینما و تلویزیون ما خیلی بالاتره. البته که قصدم این نیست که همه بیان و به به و چه چه کنن. و البته که این کار هم پر از ایراد میتونه باشه. ولی حتی اگه بیاییم و به توپ ببندیمش هم ، بهتر از اینه که کلا به رومون نیاریم.
پ.ن: بی انصافی بود اگه تو این متن یادی نکنم از بازی فوق العاده ی ، رضا کیانیان و فرهاد اصلانی.
پ.ن بی ریط: باز هم تاکید میکنم که ، عشق ، روز نداره. ولی به قول یکی از دوستان ، نمادیست برای به یاد آوردن عشقهای نهان، شاید.