امروز برای اولین بار از فوتبال متنفر شدم. از کری خوندنا. از بد و بیراه گفتنا. از قهرمانی. از استقلال. از پرسپولیس..چیزه..حالا استثنائا ای یکی رو فعلا میزارم کنار تا به موقعش که موارد نفرت کم آوردم ازش استفاده کنم( جدی باش طوطی!!) .
متنفر میشم از خودم وقتی یادم میوفته به خاطر تعصب به یه تیم و تنفر از یکی دیگه چطور توهین میکردم به اسطوره ی فوتبالمون. بدم میاد از اون فوتبالی که اسطوره ها توش هیچ جایگاهی ندارن، و این بی ارزش کردن اونا باعث میشه منه نوعی هم قدرشو ندونم و فدای علاقه ام بکنمش.
یادم نمیره چه حرفا که نثار ناصر خان میکردم وقتی مربی استقلال بود. وقتی استقلال با پرسپولیس بازی داشت. من بودم و داداشم.
اون به پروین بی احترامی میکرد، منم از حرصم به حجازی. من الان متاسفم و نادم و مطمئنا تا چند وقت دیگه هم اون این حس رو پیدا میکنه. حالم از این حالت " زنده کشه مرده پرست" بهم میخوره. ولی تا بوده همین بوده!
روحت شاد اسطوره ی آبی فوتبال ایران. حلالم کن!
****
فردا روز آزادسازی خرمشهر عزیزه. مطمئنا فردا بارها این جمله رو میشنوید که: خرمشهر را خدا آزاد کرد.............امام خمینی
اصولا با شنیدن این جمله، همه یاد اونروزای جنگ میوفتن. یاد جوونایی که پرپر شدن. یاد موسوی و جهان آرا. یاد اشغال. یاد آوارگی. و یا حتی یاد کتاب دا !
ولی از اونجایی که من هیچ چیزم به هیشکی نمیخوره، و از اونجایی که هیچ چیزم به آدمیزاد نرفته، و از اونجایی که همیشه سعی کردم متفاوت باشم!! با شنیدن این جمله یاد اون اس ام اس مربوطه میوفتم!! نگید کدوم؟ یا اینکه تعریف کن که عمرا!! چون +18 هستش و منم که محجوووووووووب!!!
اولین بار از زبون فرشته شنیدمش. رفته بودم پشت پنجره ی پذیرش آزمایشگاه که فرشته گفت: طوطی اینو شنیدی؟ بعد شروع کرد به تعریف کردن. سرش رو که آورد بالا منو ندید!! چون تو سالن ولو شده بودم! یا بهتره بگم نشسته بودم. نمیدونم واقعا خیلی به نظرم خنده دار اومد اون موقع، یا اینکه اون نامرد قشنگ تعریف کرد.
****
از مادر چیزی نمیگم، چون زبانم قاصره.
مادر عزیزم، در حد تک سلولی ها ، کوچیکتم!