نمیدونم به خاطر هوای بهار، یا گرمای تابستونه که پیشاپیش اومده سراغمون، یا بی حس و حالی خودمه که :

قرار بود از شمال بنویسم. چه شمالی.... قرار بود از 11 ساعت تو ترافیک موندن بگم، چه ترافیکی... قرار بود از تله کابین بگم و قله ی رویاییش...قرار بود از جاده ی عباس آباد و تاب سواری روی دامنه ی کوهش بگم، چه کوهی... قرار بود در مورد ساختمان پزشکان یه پستی برم.... قرار بود از عادل برای صدمین بار حمایت کنم... قرار بود به تک تکتون سر بزنم و حال و احوال کنم.... قرار بود از خرداد بنویسم....

ولی زهی خیال باطل! دریغ از یه ریزه حوصله. ندارم آقا جان ندارم... این نداشتن اونقدر جدیه که حتی قهرمانی پرسپولیس هم درمونش نکرده. نیست دیگه عادی شده این قهرمانی ها ، شوک وارد نمیکنه!!!( ارواح عمه ی بزرگوارم)

من و زهرا روی قله ی تله کابین نمک آبرود

اینم برای اینکه بگم اونجا به یادتون بودم. بالاخره کاری که از دستم برمیومد. والا....