...

.......... و من بیش از ۱۴ ساعته که از کربلا برگشتم.

...

 

.......... و من ۱۴ ساعت دیگه به سمت کربلا حرکت میکنم!

 

برای امام مظلوم

من اگر چه در سال سوم هجرت به دنیا آمدم اما رنجهای تو را پیش از هجرت و پس از آن به وضوح دیدم.

من حتی تولد خودم و ناز و نوازشهای پیامبر را به خاطر دارم. پیامبر مشتاق و بی تاب به خانه آمد تا اولین فرزند تو را ببیند. وقتی مرا در آغوشش گذاشتند اول گره در ابروانش افتاد: مگر نگفنم کودک را در جامه ی زرد نباید پیچید؟

پیامبر به کرات فرموده بود و آن خادمه اشتباه کرده بود. مرا با جامه ی سپید پوشاندند و به آغوش پیامبر سپردند.

پیامبر از شادی آنچنان خندیدند که دندانهای سپیدشان نمایان شد و سر و رو و چشم و لب های مرا غرق بوسه کردند و گفتند: خدایا! چقدر من این کودک را دوست دارم. در گوشهایم اذان و اقامه گفتند و بعد از تو و پدرم پرسیدند: نامش را چه نهاده اید؟

هر دو عرضه داشتند:

ما در نامگذاری کودکمان از شما سبقت نمی جوییم.

پیامبر فرمودند:

من نیز از خدا در این باره پیشی نمی گیرم.

تا این که جبرئیل آمد و نام انتخابی خداوند " حسن" را به ارمغان آورد. نام اولین فرزند هارون اما در لسان عرب.

اینها هنوز از خاطرم نرفته است. اما آنچه بیش از اینها اکنون جگرم را می سوزاند تداعی نوازش های مادرانه ی توست.

مرا به هوا می انداختی و بغل میکردی و غرق بوسه ام میکردی و می خواندی:

حسن جان !مثل پدرت علی باش و ریسمان از گردن حق باز کن و به عبادت خدای بخشنده برخیز و با کینه توزان دوستی مکن.

 

پ.ن : متن بالا برگرفته از کشتی پهلو گرفته نوشته ی سید مهدی شجاعی

پ.ن۲: عکس بالا قسمتی از سفره ای است که من و فاطمه برای جشن ختم قران و مولودی امام حسن مامان پهن کردیم.

رمضانی متفاوت

قرار بر این داشتم که برای شروع ماه رمضان یه مطلب دلی بنویسم. نه تنها ننوشتم که حتی نتونستم اونجور که میخوام درکش کنم. اخه میدونید همه چیز تحت اختیار ما نیست بعضی چیزا لیاقت میخواد!!

**

هفته ی پیش همین ساعت بود که اقای ریش لم داده بود به صندلیش و با یه قیافه ی حق به جانب اعلام کرد که چه غلطی کرده!! و برای اینکه بگه که اصلا کاری که کرده عقده گشایی و تصفیه حساب شخصی نبوده از خدا و ماه رمضون و نظام و انقلاب و امام خمینی و رهبری و خلاصه هر چیزی که هم قافیه است استفاده کرد و بهتره که بگم همه رو قربانی کرد. حالم داشت بهم میخورد از اینهمه دروغ و تهمت و آبروریزی. و جالب تر اینکه به دل هیچ کس ننشست حتی مدافعانش. آقا به چه زبونی بگیم که اسلام مدافع نمیخواد والا بدون شما بیشتر عمر میکرد. پس میشه ساکت بشید.

پ.ن: قصدم توهین به ریش نیست. من با ریش داران بی ریشه مشکل دارم.

پ.ن دیگه: ما زنان ایران تصمیم گرفثیم برای حمایت از علی کریمی هر کدام چند روز را روزه خواری کنیم ببینیم کی میخواد ما رو اخراج کنه؟!

***

اتفاق جالب بعدی که تو ماه رمضون افتاد اومدن یه بخشنامه از بهداشت و درمان استان بود. این بخشنامه فقط مخصوص ما خانومای کارمند بود. توش همینجوری قربون صدقه مون رفته بودنو اومدن ماه رمضون رو تبریک گفته بودن و گفته بودن که مواظب سلامتی مون باشیم و بدونیم که جامعه به زنان سالم نیاز داره. ولی آخرش اون ته تهش یه دو کلوم هم نوشته بودن که حجابمون رو رعایت کنیم و بیشتر از این حجب و حیا رو قورت ندیم . و گفته بودن که خدای نکرده یه موقع مجبور میشن باهامون برخورد کنن و از این حرفا...!!! ببینم برای شما خانومای تهرانی هم از این نامه های فدایت شوم میاد؟؟ عمرا!! چه ربطی اصلا به شما داره. به همین خاطر من یکی تصمیم گرفتم برای لبیک گفتن بهشون از این به بعد صورت نشسته و چادر پشت و رو برم سر کار. دیگه حتی کرم ضد آفتاب هم نمیزنم .. والا بی حیایی هم حدی داره.

****

از قدیم گفتن هر چیزی به ذات بد نیست بستگی داره چجوری ازش استفاده کنید. دیگه مثال تکراری چاقو رو نمیزنم. خواستم بگم هنر اینه که همه چی داشته باشی و در راه درست ازش استفاده کنی. خب حالا اینو داشته باشید تا بعد. از قدیم اینم شنیدیم که تو ماه رمضون اصولا هر کار کنی عبادت محسوب میشه. از جمله خوابیدن و نفس کشیدن و .... خلاصه اینا رو گفتم تا به این برسم که شما همتون سریال لاست رو دیدید. و همتون براتون عقاب نوشته شد بابت دیدن این سریال سراسر فسق و فجور!! ولی من چی؟؟ گذاشتم دقیقا تو ماه رمضون. فکر نکنید که مشکل خاصی داشتم یا مثلا دی وی دی های مربوط با سیستمم بدون زیر نویس میومد و این حرفا نه.............. من فقط خواستم یه کار کنم که دیدن لاست هم بشه عبادت که شد!! حالا برنامه ی روزانه ام شده این: صبح سر کار-ظهر دو ساعت خوندن قران - دیدن لاست تا دم افطار!! دیدن سریالهای تلویزیون - دوباره لاست تا جاییکه بکشونم. اگه فرداش عصر کار باشم تا سحر اگه نباشم تا 2!!! خدایا ممنون که حتی نمیزاری یه ساعت از این ماه عزیزم حروم بشه و همش توفیق عبادت رو نصیبم میکنی!!!