وضعیت ما
دیدن سریال وضعیت سفید رو به شما پیشنهاد نمیکنم. شمایی که از جنگ هر چی میدونید مربوط میشه به دیدن فیلمهایی مثل دوئل یا مهاجر یا افق و یا.....
شمایی که اصلا نمیتونید درک کنید زندگی کردن رو در شرایطی که همش حواستون به آژیر قرمز و سفید باشه، شمایی که با تصور زیر یه سقف بودن با بقال محلتون تو پناهگاه از خنده ریسه میرید! شمایی که نمیفهمید زندگی کردن تو آشپزخونه اونم از نوع 6 متریش ، یعنی چی؟!! اینکه شبا یا بری تو بغل بابا ، یا تو بغل مامان، و البته میتونید مادر بزرگ و پدر بزرگ رو هم اضافه کنید. شمایی که تو تخیلاتتون هم نمیاد پشت سر گذاشتن یک سال تحصیلی با تلویزیون رو! و به اینا اضافه کنید زندگی صفی رو! صف نون، صف نفت، صف تخم مرغ، صف برنج، صف تاید و صابون،و برو تا..................حتی صف سیگار. صفی که منو داداش به نوبت تجربه اش میکردیم برای مصرف مادربزرگمون!! کودکی کردن تو دهه ی شصت فقط از ما برمیومد و بس. از ما نسل متین و صبور. نسلی که به جای صحبت در مورد ازدواج سلطنتی از ترور و خون میشنید. نسلی که نه عاشق جوونای محله ، که عاشق شهدا بود. نسلی که از کوچه میپرید تو خونه و با گریه به باباش میگفت: تو چرا مثل بابای دوستم نمیری جهبه شهید بشی؟؟!!!! نسلی که هر وقت دنبال مامانش میگشت اونو نه تو پارک یا آرایشگاه، یا کلاس یوگا ، که تو مسجد در حال رب گوجه درست کردن، پیدا میکرد! نسلی که یادش نمیاد تو کودکیش دست زده باشه! فقط صلوات و سرود، اونم از نوع گلریز!! نسلی خاص..خیلی خاص!!
حالا این نسل برای اولین بار داره یه سریال میبینه که همونه. همون روزا و شبا. با همون اوضاع و احوال. پر از نوستالژی . پر از سرگرمیهای مخصوص اون زمان، که حتی بعضی هاشو شاید فراموش کرده بود. پر از مشکلات، پر از سادگی، پر از مهربونی، پر از غم...!! آره حق دارید تعجب کنید، ولی باور کنید اینا همش ،همزمان وجود داشت. چیزایی که حتی منم یادم نیست زیاد ولی مادرم خوب یادشه. آره این سریال یعنی، نشستن پای خاطرات مادران و یادآوری بعضی از اونها.
اینروزا با دیدن این سریال ، این جمله تو خونه ی ما زیاد شنیده میشه که: اااااا مامان از اینا، یادته ما هم داشتیم؟؟؟؟
پ.ن: مطمئنا قصد دفاع کردن از اون شرایط و یا حتی توهین به بقیه رو نداشتم. فقط خواستم درددلی کرده باشم و بازگو کرده باشم دوران سخت کودکیم را. دورانی که حتی نمیدونم الان باید از بابتش خوشحال باشم یا متاسف. دورانی که میتونست شادتر بگذره ولی.....
