اول از همه سلام ، اونم از نوعه 91!

بعدش ،لطفا به عکس پست قبل یه نیگاه بندازید، الان این ریختی هستم.

از اول عید یا مهمون داشتیم، یا مهمونی رفتیم، یا مسافرت. نه جسم برام مونده نه روح، یعنی الان خدا قسمت کنه تایلند و !! ماساژ لازمم بدفرم..

با اینکه خدا رو شکر عید پررفت و آمد و شادی رو داشتم ، ولی با اینحال نمیدونم چرا اصرار دارم بگم که کوفتی بود. ولی شما باور نکن!! البته که نحسی 13 هم جای خودش رو داشت. همه چیز داشت خوب عالی پیش میرفت امروز. اولش با مسابقه ی پینت بال شروع شد و هیجان مخصوص خودش. بعد وسطی و تقلب های جورواجورش ، داشتیم میرفتیم سراغ بازیهای بعدی که، دوستی به صورت ارادی یا غیرارادی چنان با تبحر، فقط با یه اس ام اس، همه ی انرژی منو تخلیه کرد که همه شوکه شدن، و این یعنی کوفت شدن بقیه ی روز!! و البته که کوفت شدن بعدش تو جاده هم با ترکیدن لاستیک کامل شد، ای بابا نگران نشید تورو خدا!! حتما چیزی نشده که دارم قدقد میکنم الان دیگه، وااااا!!! بعضی ها کلا توانایی شون قویه تو ان کار، و از خدا میخوام که این توانایی رو به من نده و اگر داده ، ازم بگیره... توانایی تو ذوق زدن، توانایی فراموش کردن و مهمتر از اون ، جایگزین کردن...

 

پ.ن: برای سال جدید تصمیم گرفتم که شبیه آدم آهنی باشم. نه عاشق بشم و نه عاشق بکنم!! ولی سعی میکنم ظاهرم و حفظ کنم، یعنی جوری رفتار کنم که همه فکر کنن با مهربونترین آدم روی زمین طرفن! حتی شما دوست عزیز....نمیدونید چه لذتی داره که همه فکر کنن خیلی ماهی، مهربونی، حساسی، عاطفی هستی... ولی نباشی!

سال 91 رو سال خدا و کتاب نامگذاری کردم برای خودم، ای بابا چتونه؟!! خودم میدونم نامگذاری سال، وظیفه ی یکی دیگه است و قبلا انجام شده، ولی من با این اسم حال میکنم ، مشکلیه؟؟

میخوام تو این سال ، به خاطر همه ی اشتباهات گذشته از خدا عذرخواهی کنم و برای اینکه دوباره تکرارشون نکنم ، سرمو با کتاب گرم کنم..

پ.ن سوالی: دوست دارم با تور یه سفر برم کویر، کی پایه است جورش کنه که بشه با بچه های وبلاگی رفت؟