اعلام وجود به قیمت چرت گویی!
اومدم که فقط بگم هیچ مرگمان نیست و داریم نفس میکشیم. منتها مغزمان قفل شده و کلیدش رو هم پیدا نمیکنیم. خیلی ها میگن اصولا وقتی فکرت آزاد نباشه و درگیری داشته باشه قدرت نوشتن از آدم سلب میشه و ...هنگ. ولی من میگم وقتی فکر آدم درگیر نباشه چه دردی داره که بخواد بنویسه؟ به جاش میره خرید یا سینما یا مثلا فالوده خوری تو میدون زنبیل آباد! والا. گفتم زنبیل آباد یادم افتاد مائده و زهرا یه گندی زدن که اونجا رو هم باید با احتیاط برم که یه وقت چش تو چشم گارسون "باما" نشم. البته منظورم مطمئنا اون زهرایی نیست که بعضی از شماها میشناسینش! بی شعور از بعد از امتحاناش پاشده رفته تهران خونشون و اصلانم نمیگه که چقدر دلم براش تنگ شده. فقط هی تند تند اس میده که خاله بوووووووووووووووووس! اگه بود لااقل مجبورم میکرد برم یه روسری چیزی بخرم حال و هوام عوض بشه. گفتم هوا ، تا یادم نرفته بگم ما داریم اینجا جزغاله میشیم از گرما. حالا تازه آقایون یادشون افتاده بگن قم هم جز شهرای گرمسیر حساب میشه و برقش رو میخواییم نصف قیمت حساب کنیم و از اینا. احتمالا ایات عظام صداشون دراومده بعد از هدفمندی. حالا تو این اوضاع ماه رمضون هم شروع شده. نمیدونم چرا عاشقشم. برای من ماه خاصیه. برنامه ی ماه عسلش هم دوباره رونق گرفته با علیخانی. برای برنامه ی روز 3 شنبه دو تا از زنان قربانی شده ی خشم و خودخواهی مردان رو دعوت کرده بود. زنه با صورتی جمع شده و چشمانی کور شده از اسیدپاشی نشسته روبروش ، اونوقت مردک میگه : نمیخوام قضاوتی بکنم و به طرف مقابل هم حق میدم از خودش دفاع کنه تو برنامه!! انگار نه انگار که زده زندگی یه بدبخت رو ساقط کرده! انگار که یه سوسک رو زیر دمپاییش له کرده اونم سهوی!! کاری که اینروزا منم تو خونه مدام دارم انجام میدم ، البته عمدی! بسکه تو این خرابشده سوسک ریخته. یا به قول پیمان قاسمخانی ، سوکس! وای من عاشق این دو تا برادرم بسکه ذهن خلاق و قلم توانایی دارن. ساختمان پزشکان و شخصیت شیرزادشون که منو چند بار تا مرز سکته برد از خنده. وای اگه موقع تایپ این پست ، کنارم بودین و میدیدید که چطوری دارم حروف رو جابجا تایپ میکنم و چه کلمات بی ناموسی از توش درمیاد، مطمئنا شما هم همونقدر میخندیدین!
ببخشید که هر چی خوندین چرت بود ، ولی فقط خواستم بدونید که این روزا طوطی شما چه ذهن شلوغ و نا متمرکزی داره، و اینکه با وجود این ذهن درگیر بازم به فکرتونه.
***
پاسخگویی به شبهات!
موضوع پست پایین هنوز هم وجود داره و همه فکرم و درگیر کرده. فقط لازم میدونم که بگم مطمئنا من خودم اونقدر احمق و بی تجربه نیستم که بخوام آینده مو در گرو یه استخاره بزارم. اینو بزارید به حساب دودلی و سردرگمی شدیدی که تا حالا سابقه نداشته برام و امونم و بریده. خواهشا برام دعا کنید تو این ماه عزیز تا از این وضعیت رها بشم و بتونم قاطعانه تصمیم بگیرم. واقعا شرایط بدیه.