رضا امیرخانی منو یاد حاتمی کیا میندازه. کارگردان دفاع مقدس که خیلی خیلی بهش علاقه دارم. کسی که دغدغه ی حاج کاظم رو داره همیشه ولی هوای منتقدای اونم داره. کسی که نقش اول فیلمهاش رو در حد خدا مقدس نمیکنه همونطوری که نقش مقابلش رو با خاک یکسان نمیکنه. حاتمی کیا کاملا میدونه چجوری و با چه ادبیاتی تو رو وادار کنه که به حاج کاظم ها احترام بزاری بدون اینکه مجبورت کنه. اون با بی رحمی هر چی تموم تر نقد میکنه شخصیت مورد علاقه اش رو ولی در پایان میفهمی که عاشقش شدی با اینکه با نقد ها موافق بودی!!

امیرخانی نویسنده ی متعهد و ولایت مدار این مرز و بوم هم یه همچین شخصیتی رو تداعی میکنه ولی ....

اولین کتابی که ازش خوندم ارمیا بود. جوونی که از یه خونواده ی مرفه تهرانی رفته بود جبهه. پسری با یه شخصیت کاملا خاص. کسی که بعد از اتمام جنگ تو جبهه میمونه و آرزوی شهادت میکنه. قصد ندارم از اون رمان بگم ولی میخوام بگم با همه ی شخصیت عجیب و نایابی که امیرخانی ارائه کرد باز برای من محترم و البته جالب و پذیرفتنی بود.

دومین کتابی که ازش خوندم من او بود . اون رمان هم با اینکه بیشترش تو زمان اعلحضرت اتفاق میفته و البته بقیه اش هم خارج از کشور ولی باز یه نقبی به جنگ میزنه و البته که کتاب محترم و قابل تاملی از کار دراومده.

آخرین کتابی که این چند روز داشتم میخوندم بیوتن بود. این کتاب یه جورایی ادامه ی کتاب ارمیاست. با همون شیوه ی نوشتن با این تفاوت که دیگه هضمش برای من سخت شده. این رمان با وجود تمام نیش و کنایه هایی که نثار دولتمردان کرده و بیشتر از همیشه آدمو یاد حاتمی کیا میندازه ولی منصفانه به نظر نمیرسه. امیرخانی تو این رمان بیشتر از حد انصاف ایرانی های اون ور آب رو له میکنه و در حد حیوون پائین میاره. امیرخانی برخلاف حاتمی کیا نقش اولش رو یه جورایی فوق بشر نشون میده در حالی که خیلی از خطاهای انسانها رو تکرار میکنه در مواقعی!!

اواسط رمان اونقدر ناامید شده بودم از شخصیتهای موجود که میخواستم نیمه کاره رهاش کنم ولی باید اعتراف کنم که چند صفحه ی آخر یه جورایی جبران کرد نویسنده. حرفهای حاج مهدی توی چند صفحه بیشتر از همه ی رمان تاثیرگذار بود و جاش بود که اونو شخصیت اصلی خودش میکرد امیرخانی.

پ.ن: رضا امیرخانی نویسنده ی 36 ساله و متعهد این کشور به علت حمایت نکردن ازا.ن و البته نقداو در زمان انتخابات در لیست سیاه کیهان قرار گرفت و ترور شخصیت شد و البته برای من محبوب تر!!

پ.ن2: پس نتیجه میگیریم که اگه میخوایید محبوب دل من بشید سعی کنید مورد لطف کیهان قرار بگیرید!

پ.ن: نمیدونم چرا احساس میکنم این آخرین پست که براتون میزارم. آخه تصمیم دارم برم تهران راهپیمایی. حلالم کنید